بازاریابی و دانش آن وسیله ای اساسی برای تجاری سازی ایده ها وبه موفقیت رساندن اختراعات هستند. بنابراین چشم پوشی از بازاریابی می تواند منجر به مرگ و ازبین رفتن شرکت گردد. کاتلر و سالمینن(1999) استدلال می کنند که درآینده مسئولیت اصلی رشد درآمد و سود آوری شرکت به عهده سیستم بازاریابی می باشد. امروزه بهره وری هزینه، مزیت رقابتی بلند مدت برای شرکتها ایجاد نمی کند، درحالی که اگر بازاریابی بخوبی انجام شده باشد این مزیت را ایجاد می کند. بخصوص بازاریابی استراتژیک که انتظار می رود در صورت تحقق کامل، مزایای زیادی خواهد داشت.

بطور بازاریابی سنتی بعنوان یک درمان و یک پروسه عملیاتی دیده می شود تا بعنوان یک تابع استراتژیک. آن بیشتر بر روی تصمیمات مرتبط با تجزیه وتحلیل و انتخاب متمرکز بازارهای هدف، محصول و توسعه نام تجاری، تبلیغات، و کانال های توزیع تمرکز می کند. هانت و مورگان2001).) این نظر شاید تاحدودی مغرضانه به نظر رسد که بازاریابی وظیفه ایجاد، ترویج و ارائه کالاها و خدمات به مصرف کنندگان و کسب و کار را باید برعهده داشته باشد(کاتلر، 2003) به طور کلی این اصل پذیرفته شده که به دست آوردن یک مشتری جدید، خیلی گرانتر از اینجاد وفاداری در بین مشتریان فعلی می باشد. و این امربه شدت به مشتری مداری در بین شرکتها تاکید دارد. بطور مشابه سیستم های مبتنی بر عملکرد- پاداش کوتاه مدت، ممکن است به سیستم های عملکرد- بلند مدت تبدیل شوند.

بازاریابی استراتژیک:

مفهوم بازاریابی استراتژیک به صورتهای مختلفی بیان گردیده و هنوز یک تعریف تثبیت شده مشخص نمی باشد. برای شروع، پروژه StratMark  آن را بعنوان مفهوم مشتری مداری با تمرکز بر چشم انداز بلند مدت مدیریت ارشد برای مزیت رقابتی از طریق
نوآوری محصول می بیند وتوابع دیگر به طور کامل از این تابع. پیروی کنند.  در حالی که مشتریان هسته این تفکرهستندو نوآوری شاخه شرکت هستند(Vassine2006) . از دیدگاه StratMark، بنابراین، توجه به هر دوعوامل داخلی و خارجی از اهمیت زیادی در  بازاریابی استراتژیک هستند.

براساس ترجمه ای ازStrategic Marketing and Its Effect on
Business Performance: Moderating
Effect of Country-specific Factors