تخريب خلاق چيست؟
تخريب خلاق چيست؟
شومپیتر در تعریف خود از نوآوری، آنرا به عنوان یک برهم زننده نظم موجود و تعادل اقتصادی برای ایجاد نظم و تعادلی جدید معرفی میکند . اصطلاح «تخریب خلاق» (Creative Destruction) به همین موضوع اشاره دارد.
![]()
آقاي شومپيتر(Joseph Aloïs Schumpeter) در سال 1930در مقاله اي به نام " نوآوري" عنوان داشت كه 80٪ تفكرات نوآورانه اصولاً ازاتفاقات موجود در اطراف ما ايجاد مي شوند. تحولات نوآورانه را نه از بيرون بلكه بايد از درون خودمان جستجو كنيم.
اين اقتصاددان اتريشي در كتاب خود با عنوان «كاپيتالسيم، سوسياليسم و دموكراسي» (1942) مينويسد:«ايجاد بازارهاي جديد داخلي يا خارجي و توسعه سازماني از يك مغازه كوچك به شركتي مثل U.S.Steel، فرآيندهاي مشابهي از جهش صنعتي (اگر بتوان از اصطلاح زيستشناختي جهش استفاده كرد) را به نمايش ميگذارند كه به طور پيوسته ساختارهاي اقتصادي را از درون متحول ميسازد و ساختار كهنه را نابوده كرده و ساختار جديدي را به وجود ميآورد. اين فرآيند تخريب خلاق، واقعيتي اساسي در رابطه با كاپيتاليسم است».
شومپیتر نوآوری را در پنج بعد مهم توصیف میکند. که این اجزا بیانگر فرایند تولید محصول می گردند:
محصول جدید
روشهای جدید تولید
گشایش بازارهای جدید
دستیابی به مواد اولیه نوین
روشهای سازماندهی جدید
صنعت حملونقل، مثال زندهاي از عملکرد تخريب خلاق است. با ظهور قدرت بخار در قرن نوزدهم، ريلهاي راهآهن در تمام آمريكا گسترش يافتند. کشيده شدن خط آهن در جاي جاي کشور باعث توسعه بازارها شد، از هزينههاي حملونقل كاست، صنايع جديدي را به وجود آورد و ميليونها شغل مولد جديد ايجاد کرد.
تخريب خلاق، تغيير را به عنوان يك پديده ثابت در کاپيتاليسم به رسميت ميشناسد. در سال 1900 چوببري، بنايي و كار در معدن، در ميان 30شغل پرتعداد آمريكا جاي داشتند، اما در حال حاضر شرايط بسيار متفاوت است و مشاغلي چون تكنسين پزشكي، مهندسي، تخصص در علوم كامپيوتري و ... جاي آنها را در اين فهرست گرفتهاند.
يکي از جنبههاي تخريب خلاق که تناقضآلود به نظر ميرسد، اين است که پيگيري منافع شخصي، پيشرفتي را به وجود ميآورد كه سبب بهتر شدن وضع ديگران خواهد شد.
توليدكنندهها با كارآمدتر ساختن توليد خود از طريق بهکارگيري ابزارهايي كه بهرهوري كارگران را زياد ميكند، بقا پيدا ميكنند. شركتهايي كه نتوانند آنچه مصرفكنندهها ميخواهند را با قيمتهاي رقابتي به آنها عرضه كنند، مشتريان خود را از دست خواهند داد و در نهايت تحليل رفته و از بين ميروند.
«دست نامرئي» بازار (اصطلاحي كه آدام اسميت براي اولين بار به کار برد)، منابع را از بخشهاي رو به زوال به جايي ميبرند که ارزش بيشتري ايجاد شود، زيرا كارگران، نهادهها و سرمايه مالي در پي کسب بيشترين بازدهي براي خود هستند.

این وبلاگ به مطالب گوناگون می پردازد