دوللو مصطفی
(شوریده ای از دیار اورمیه)
شاعر، آشیق و عارف صوفی مسلک، مصطفی رسول اوغلو معروف به دوللو مصطفی به سال 1170 هجری شمسی در روستای اسلام آباد(شیطان آوای سابق) محال دول اورمیه در خانوادهای کشاورز دیده به جهان گشود. دوران خردسالی و نوجوانی را در آغوش طبیعت زیبای این منطقه سپری نمود و مانند بسیاری از عارفان در نوجوانی و جوانی به کار چوپانی مشغول شد. روایتهای افسانه گونه ای از چگونگی شاعر شدنش در زبان مردم غرب آذربایجان روایت میشود که همه این روایتها مبتنی بر الهام شدن شاعری در یک شب و یا در خواب بر این عارف بزرگوار میباشد. علاوه بر این محلی که دوللو مصطفی در آن خواب دیده و شاعری بر وی الهام گشته، امروزه نیز بنام مصطفی داشی معروف است. (معنی: سنگ مصطفی, این مکان بنا به گفته ی شاهدان، سنگی توخالی است که دوللو مصطفی شبی را در یکی از زمستانهای سرد در آن گذرانیده و بعد از بیرون آمدن از آن سنگ بوده که شاعری بر وی الهام شده است.) اشعار دوللو مصطفی علیرغم اینکه تا 10 سال پیش به صورت مکتوب و در مجموعه ای گردآوری نشده بود، ولی در بین هنردوستان و ارادتمندان مکتب آشیقی اورمیه به نحو احسن حفظ و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. به طوری که علاوه بر اشعار چاپ شده در مجموعه های چند سال پیش، صدها قطعه شعر وی امروزه نیز در سینه ی مردمان این دیار حفظ گردیده است و این خود نشاندهندهی محبوبیت او و اشعارش در بین توده های مردم و همچنین قدرت شعریت آن اشعار میباشد. به طوری که امروزه آشیقی را نمیتوان یافت که اشعاری از دوللو مصطفی را حفظ نباشد و یا روستایی را در غرب آذربایجان نمیتوان یافت که مردمان ساکن در آنجا با اشعار این عارف بزرگوار غریبه باشند و نتوانند نمونه هایی از اشعار او را عرضه کنند. این موضوع تحقیق بیشتر در رابطه با دوللو مصطفی و اشعار او را می طلبد تا اشعار وی هرچه سریعتر توسط محققین و ادبای علاقه مند به صورت مکتوب درآید تا از گزند فراموشی و آفتهای گذر زمان در امان بماند. علاوه بر اینها میتوان به جرأت او را اولین آشیق و شاعر مکتب اورمیه نامید که آثارش امروزه در دسترس است و می توانیم در چگونگی شاعری و آشیقی و شرح زندگانی وی به بحث بپردازیم. وی علاوه بر شاعری، توانسته است به عنوان آشیق آهنگساز نیز خود را معرفی کند و آهنگ آغاخانی(آغاخانی هاواسی) را به مکتب آشیقی اورمیه هدیه دهد. آغاخانی از هاواهای مشهور در مکتب آشیقی میباشد که به نوبه خود از آهنگهای دشوار در خوانندگی و نوازندگی میباشد و این خود نشاندهنده ی مرتبه ی استادی او در آشیقی میباشد. دوللو مصطفی در طول حیات خویش در روستای شیطان آوا(اسلام آباد فعلی) و در قلعه ی دول آن روستا اقامت داشته که در یکی از شعرهایش به این موضوع میپردازد:
عشقین سمندینی مینیب چاپاسان
سینیق کؤنوللرین ائوین یاپاسان
ایسته سن كی مصطفانی تاپاسان
گل شیطان آوانین دول قالاسینا (۱)
مصطفی در شاعری به سبک آشیقهای آذربایجان، شعر هجائی سروده و تقریباً در تمام قالبهای شعر آشیقی اشعاری به یادگار گذاشته است.( به جز چند مورد خاص). در اشعارش تخلصهای دوللو مصطفی، رسولون یئسیری، رسولون یئتیمی، مصطفی، رسول اوغلو و ... برای خود برگزیده است. اشعارش سرشار از مفاهیم عرفانی و درویشگونه می باشد که میتوان نشانه هایی از تأثیر مکاتب عرفان مولویه، حروفیه و علوی-بکتاشیه را در آن جست. به گونه ای که در مضامین اشعار او، مضامینی از نسیمی، مولوی، حاجی بکتاش ولی و شاه اسماعیل و ... را میتوان یافت، که خود این مسأله نشانگر آشنایی دوللو مصطفی با مکاتب فوق و تأثیرپذیری از آنهاست.
دوللو مصطفی در طول عمر خود چندین سفر به عثمانی و محال بورچالی(بورچالی، امروزه در گرجستان قرار گرفته است. مردمان آن دیار ترک آذری و آشیقهای آنجا نیز مانند اورمیه آشیقهای تکنواز میباشند) داشته و پاره ای از عمر خود را در غربت گذرانده و در آنجا ماجراهایی داشته که از آوردن جزئیات آن میگذریم. اما در شعر زیر میتوان به دلتنگی این شاعر را برای زادگاه خود پی برد:
من غریبم سیز ده مندن اوچمایین
اوچوب، اوچوب قارلی داغی آشمایین
سئیرانگاهدی دول ماحالین گئچمه یین
سلامت گئده سیز دولا دورنالار(۲)
از نظر دوللو مصطفی آشیق بودن کار آسانی نبوده و هر کسی هم نمیتواند آشیق شود. بنابر اعتقاد او تا عارف نشوی نمیتوانی آشیق واقعی شوی. برای آشیق بودن باید از طریقت و شریعت سر در بیاوری و به چشمه حقیقت وصل شوی:
آشیقلیغین دؤرددو یولو
چشمه دوردان بیر خبر
طریقتدی، معرفتدی، شریعت
حقیقی واردان بیر خبر(۳)
و در بند دیگری از اشعارش لازمه ی آشیق شدن را ادب و ارکان، همچنین کوشش و تلاش در راه آشیقی میداند و میگوید: یک آشیق حقیقی باید بر همه چیز احاطه داشته باشد:
آشیقلیق ایشینه یئری ین جانلار
یئری ینده گرک یئتسین ارکانا
ها یئری یه، ها یئتیشه، ها یئته
دریا تکین آخا گئده هر یانا(۴)
دوللو مصطفی در شعر دیگری نیز به آشیق بودن خود اذعان کرده و در ضمن آن تعدادی از شهرهایی را که به آنها سفر کرده است نام میبرد:
دوللو مصطفایام گزدیم هر یانی
استامبول، ایزمیری، حلبی، شامی
قویموشام اوستومه آشیق عنوانی
هئچ کیم منیم کیمی بیقرار اولماز(۵)
یا شعر زیر که در عثمانی و در دیدار با یکی از دراویش آن دیار سروده شده است که هم بیانگر راه و روش طریقت وی و هم بیانگر خروج وی از اورمی میباشد؛ شعری که به خودی خود بیانگر این است که دوللو مصطفی از دیار خود پیش یکی از استادان بلند مرتبه ی آن دیار رفته و در محضر او شعر زیر را سروده است:
اورمو دیاریندان من دوشدوم یولا
گزه-گزه بو مکانا یئتیشدیم
فیض آلدیم اوستاددان آلدیم پاییمی
گوهر آختاریردیم کانا یئتیشدیم(۶)
***
اویاندیم غفلتدن واردیم عرفانا
آلدیم مطلبیمی اولدوم مستانا
صدق ایله سیغیندیم قادر سبحانا
هدهد اولدوم سلیمانا یئتیشدیم(۷)
***
صدف اولدوم دریالاری دولاندیم
ایوب کیمین هر بیر درده دایاندیم
موسی کیمین طور داغیندا ایناندیم
قطره ایدیم بیر عمانا یئتیشدیم(۸)
***
حقیقتدن بیر یول دوشدو الیمه
معرفتدن سو باغلاندی گؤلومه
مصطفایام یالان گلمز دیلیمه
ادب آلدیم یول- ارکانا یئتیشدیم(۹)
وی دارای دو دختر و یک پسر بوده که پسرش نیز همانند خودش آشیق بوده، اما روزی از خانه بیرون آمده و دیگر از او خبری نشده بود که این اتفاق بر زندگی دوللو مصطفی تأثیر فراوانی گذاشت. یکی از دختران او نیز به شعر و شاعری علاقه مند بوده و طبع شعر نیز داشته است. به طوری که آشیق فرهاد (وفات1341)، این استاد بلامنازع مکتب آشیقی به محضر دختر وی میرفته و اشعار دوللو مصطفی را از او میپرسیده است. این آشیق عارف و شاعر صوفی نهایت به سال 1254 در قریه شیطان آباد(اسلام آباد فعلی) رخ در نقاب خاک میکشد و بنا به وصیت خود که در یکی از شعرهایش بدان اشاره کرده در محال باراندوز و روستای باراندوز از توابع اورمیه جایی که مادر طبیعت هر ساله در فصل بهار گلها و شکوفه های بهاری را بر مزار وی بپاشد به خاک میسپارند:
فلک ایلن اکدیک بیز ده بیر بوستان
ساغدا جولبر دوشوب سولدا بالستان
چوخ ایشلریک آخریمیز قبریستان
باراندوزدا منه بیر یئر سالیندی(۱۰)
عشق به اهل بیت و پیامبر(ص) را در اشعار دوللو مصطفی میتوان به عینه مشاهده کرد. مصطفی در جای جای اشعارش از خداوند متعال یاد کرده و از پیامبر اسلام و همچنین مولا و سرور خویش، پدر حسن و حسین(ع)، حضرت علی(ع) در زندگی دنیوی طلب کمک و در روز محشر استمداد مغفرت میکند و این بزرگواران را چاره ی درد بیدوای خود میداند:
رسولون یئتیمی کرم کانینا
بیر گون اولار گئدر حق دیوانینا
خجالت گئتمه یک مهدی یانینا
مصطفانی مصطفایا باغیشلا(۱۱)
و یا
دوللو مصطفایام چوخدو گوناهیم
جهنم اودونا قالماییب آهیم
بیر اومودوم سنسن پشت و پناهیم
قیامت گونونده یا رسول الله(۱۲)
ما نیز در آخر نوشته مان شعری از آشیق مصطفی را که در وصف علی(ع) سروده شده است می آوریم و امید آن داریم که مزار آن بزرگوار از طریق نهادهای ذیربط بازسازی گردیده و مقبرهای شایسته بر روی آن ساخته شود؛ تا باشد که این عارف بزرگوار و آشیق صوفی مسلک از مهجوریت سالهای طولانی رها گشته و همانند همقطاران خود مانند یونس امره، خسته قاسم و ... مزاری برای بازدیدکنندگان و مشتاقانش داشته باشد و به حق خود که همانا شناخته شدن به عنوان سمبل شهر اورمیه و آشیقهای آذربایجان می باشد، برسد.
یا علی
گئجه- گوندوز چاغیردیغیم مشکل گشا یا علی
عرش-کورسون بزهگیسن نور خدا یا علی
پنهان دردین دواسیسان ای عالمین سروری
سنسن قاضی الحاجات وئرن شفا یا علی(۱۳)
***
لقبین مولا دئییلمیش انا فتحنا سنین
چون صاحب ذوالفقارسان پنجه ی عنقا سنین
پیغمبرین قارداشیسان ختم انبیا سنین
جانشین پیغمبرسن بیزه مولا یا علی(۱۴)
***
داغیتدین خیبر قالاسین گؤستردین شجاعتی
جمع مشایخلر گلر آلار سندن معرفتی(مرفتی)
مشکل ایشی بیتیررسن تانری وئریب قدرتی
هم غیورسان هم شجاعسان شیر خدا یا علی(۱۵)
***
ای مصطفی غافل اولما چاغیرگیلن سبحانی
نجف الاشرفده گؤردوم شاهلار شاهی مولانی
آیه-آیه، سوره- سوره جمع ائیله دی قورآنی
قیامت قیام اولاندا یئتیش دادا یا علی.(۱۶)
-------------------------------------------------
ترجمه اشعار
(۱)سمند عشق را سوار شوی و طی طریق كنی
باعث ترمیم قلبهای شكسته شوی
و اگر بخواهی مصطفی را بیابی
در شیطان آباد به قلعه ی دول بیا.
(۲) ای درناها، من غریبم، از من دور نشوید
پرواز نكنید و از كوهستانهای پربرف عبور نكنید
منطقه ی دول گردشگاه است. از آنجا رد نشوید
خداوند شما را به سلامت به دول برساند.
(۳) آشیق شدن چهار شیوه دارد
از چشمه ی دُر به من آگاهی بده
طریقت است و معرفت و شریعت
از هستی واقعی مرا آگاه كن.
(۴) انسانهایی كه دنبال آشیق شدنند
موقع سلوك باید به اركان برسند
در سیر و سلوكشان باید واصل شوند
و همانند دریا به همه سو جاری شوند.
(۵)مصطفی و اهل دول هستم. همه جا را گشتم
استانبول و ازمیر و حلب و شام را
نام آشیق بر خود نهاده ام
هیچ كس همانند من بیقرار نیست.
(۶) از دیار اورمی راهی شدم
در حال گردش به این سرزمین رسیدم
از استاد فیض یاب شدم و سهمم را گرفتم
دنبال گوهر بودم و معدنش را یافتم
(۷) از غفلت بیدار و وارد عرفان شدم
مطلبم را گرفتم و مست شدم
با صداقت تمام به خداوند سبحان پناهنده شدم
گویا هدهدی بودم كه به سلیمان رسیدم
(۸)صدفی شدم و دریاها را پیمودم
همانند ایوب به هر دردی طاقت آوردم
همانند موسی طور را باور كردم
قطره ای بودم كه به عمان رسیدم
(۹)راهی از طریقت مقابلم نمایان شد
چشمه ای از معرفت به استخرم جاری شد
من مصطفی هستم و زبانم دروغ نمیداند
راه ادب را پیش گرفتم و به اركان رسیدم.
(۱۰)ما هم با فلك جالیزی را كاشتیم
در سمت راست آن جلبر و در سمت چپ آن بالستان است(نام دو روستا در منطقه ی دول)
بسیار فعالیت میكنیم ولی نهایتمان به قبرستان منتهی میشود
در باراندوز قبری برایم آماده شد.
(۱۱) طفل یتیم رسول(دوللو مصطفی) روزی به كان كرم واصل می شود
و روزی به دیوان حق متصل می شود
خداوندا، به خاطر اینكه پیش حضرت مهدی(عج) شرمنده نشویم
مصطفی را به خاطر حضرت مصطفی مورد آمرزش قرار بده.
(۱۲) مصطفی و اهل دول هستم. گناهان زیادی دارم
تاب آتش جهنم ندارم
تنها امید و پشت و پناهم تویی
در روز قیامت ای رسول خدا.
(۱۳)روز و شب تو را صدا میزنم ای علی كه مشكل گشایی
زینت عرش و كرسی هستی و نور خدایی
درمان دردهای پنهانی ای سرور عالمیان
هم قاضی الحاجاتی و هم شفا میدهی یا علی
(۱۴) لقبت مولاست و انا فتحنا از آن توست
صاحب ذوالفقاری و پنجه ی عنقا از آن توست
برادر پیغمبری و ختم انبیا از آن توست
جانشین پیغمبری و مولای ما هستی یا علی.
(۱۵) قلعه ی خیبر را قلع و قمع كردی و شجاعتها نشان دادی
جمع مشایخ آمده و از تو كسب معرفت میكنند
كارهای مشكل را به پایان میرسانی چون خداوند این قدرت را به تو داده است
هم غیور و هم شجاعی، شیر خدا یا علی.
(۱۶) ای مصطفی، غافل نشو، خداوند سبحان را صدا بزن
شاه شاهان مولا علی را در نجف اشرف ملاقات كردم
قرآن را آیه آیه و سوره سوره جمع آوری كرد
وقتی روز قیامت برپا میشود یا علی، به داد ما برس.
این وبلاگ به مطالب گوناگون می پردازد